<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا و توسعه فضایی</title>
    <link>https://gsd.uma.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیا و توسعه فضایی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل و تبیین مدل بومی استطاعت ناپذیری مسکن در کلان‌شهرهای ایران</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4591.html</link>
      <description>استطاعت‌ناپذیری مسکن در کلان‌شهرهای ایران تحت تأثیر نوسانات ساختاری اقتصاد و ناکارآمدی‌های نهادی، به بحرانی چندبعدی مبدل شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نظام‌مند موانع استطاعت‌پذیری و تبیین یک مدل بومی برای درک چرخه بازتولید فقر مسکن در بستر کلان‌شهری ایران است. این تحقیق با اتکا به رویکرد کیفی و راهبرد "فراترکیب" انجام‌شده است. در این راستا، ۵۱ مقاله علمی-پژوهشی منتخب در بازه زمانی 15 سال اخیر، با استفاده از روش &amp;amp;laquo;تحلیل مضمون&amp;amp;raquo; واکاوی شدند. جهت اعتبارسنجی و تعیین وزن ابعاد شناسایی‌شده، از تحلیل فراوانی سنجی استفاده گردید و در نهایت، روابط میان مضامین از طریق &amp;amp;laquo;نقشه‌نگاری مفهومی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سنتز تفسیری&amp;amp;raquo; تبیین شد. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی ۶ بعد کلان و ۲۹ مؤلفه اصلی گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابعاد &amp;amp;laquo;حکمرانی&amp;amp;raquo; (۸۴.۳٪) و &amp;amp;laquo;اقتصاد&amp;amp;raquo; (۸۲.۳٪) بیشترین سهم را در ادبیات پژوهشی به خود اختصاص داده‌اند. مدل فرآیندی مستخرج از پژوهش نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;دیالکتیک تورم و مالی شدن مسکن&amp;amp;raquo; به‌عنوان محرک اصلی، در بسترِ &amp;amp;laquo;تمرکزگرایی فضایی&amp;amp;raquo; و تحت تأثیر عوامل میانجی نظیر &amp;amp;laquo;ناکارآمدی نهادی و خلأهای قانونی&amp;amp;raquo;، به پیامدهای ناگواری همچون &amp;amp;laquo;طرد فضایی، افت کیفیت زیست و گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی&amp;amp;raquo; منجر شده است. نتایج نشان می‌دهد که بحران استطاعت‌پذیری در ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود عرضه کالبدی باشد، محصول شکست حکمرانی در تنظیم‌گری بازار زمین و مداخلات نامناسب اقتصاد کلان است. لذا برون‌رفت از این وضعیت مستلزم چرخش پارادایمی از سیاست‌های عرضه‌محور به سمت &amp;amp;laquo;حکمرانی هوشمند زمین&amp;amp;raquo;، اصلاح نظام مالیاتی و بازطراحی سیاست‌های تأمین مالی در انطباق با واقعیت‌های بومی ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران‌های توسعه گردشگری با رویکرد آینده‌پژوهی (نمونه موردی: شهر مرند)</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4615.html</link>
      <description>گردشگری شهری به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و پویاترین بخش‌های اقتصاد جهانی، نیازمند برنامه‌ریزی آینده‌نگرانه و شناسایی پیشران‌های کلیدی توسعه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‌های مؤثر بر توسعه صنعت گردشگری شهر مرند و تحلیل نحوه اثرگذاری و اثرپذیری آن‌ها با رویکرد آینده‌پژوهی انجام شده است. مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی با ترکیب روش‌های کمی و کیفی (آمیخته) صورت گرفته است. داده‌های تحقیق از طریق مطالعات اسنادی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان و تکنیک دلفی گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار MICMAC تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد از میان ۴۰ پیشران اولیه در شش گروه کالبدی فضایی، طبیعی زیست‌محیطی، فرهنگی اجتماعی، مدیریتی اقتصادی، فناوری و منطقه‌ای، ده پیشران کلیدی شامل زیرساخت‌های حمل‌ونقل، جاذبه‌های طبیعی (کوه‌های میشو)، دسترسی بین‌منطقه‌ای، موقعیت مرزی، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، سیاست‌های ملی گردشگری، حمایت دولت محلی، توسعه اکوتوریسم، حفاظت از آثار تاریخی و برنامه‌ریزی شهری پایدار بیشترین نقش را در آینده گردشگری مرند ایفا می‌کنند. تحلیل ماتریس اثرات متقاطع نشان داد سیستم مورد مطالعه از نوع «ساختار خاص با قابلیت کنترل پایین توسط بازیگران» است و پیشران‌های دووجهی (تأثیرگذار و تأثیرپذیر بالا) مهم‌ترین نقش را در شکل‌دهی به سناریوهای آینده دارند. به طور کلی، توسعه گردشگری مرند بیش از هر چیز به شاخص‌های فضایی کالبدی و مدیریتی گرایش دارد و سناریوهای مطلوب مستلزم تقویت هماهنگی میان نهادهای محلی، ملی و خصوصی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شهر هوشمند و توسعه پایدار شهری: رویکردی مدیریتی</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4636.html</link>
      <description>زمینه: امروزه توسعه شهرهای هوشمند عموما از دریچه سخت‌افزاری و تکنومحوری نگریسته می‌شود. با این حال، تحقق پایداری شهری نیازمند گذر از این نگاه و همگرایی فناوری با ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی تحت یک نظام مدیریت یکپارچه است.
هدف: این مطالعه با هدف تبیین ابعاد مدیریتی شهرهای هوشمند در راستای تحقق توسعه پایدار شهری و ارائه چشم‌اندازی راهبردی جهت هم‌راستاسازی فناوری‌های هوشمند با اهداف کلان پایداری انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر مفهومی-نظری با رویکرد کیفی است. جهت گردآوری و تحلیل داده‌ها از روش «فراترکیب» و مرور نظام‌مند متون و مقالات بر اساس الگوی هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش در قالب یک ماتریس تقاطعی میان ابعاد شش‌گانه شهر هوشمند (اقتصاد، مردم، حکمروایی، تحرک، محیط‌زیست و زندگی) و ارکان سه‌گانه توسعه پایدار (عدالت اجتماعی، کارایی اقتصادی و تاب‌آوری زیست‌محیطی) تدوین شد. تحلیل این ماتریس نشان داد که رویکرد مدیریتی باید از تمرکز صرف بر ابزارهای فناورانه به سمت پیامدها و نتایج تغییر جهت دهد؛ به نحوی که فناوری به عنوان متغیری وابسته به اهداف مدیریتی عمل نماید.
نتیجه‌گیری: هوشمندسازی شهری تنها زمانی به توسعه پایدار منجر می‌شود که فناوری نه به عنوان یک هدف مستقل، بلکه به عنوان ابزاری توانمندکننده در خدمت پیامدهای پایداری باشد. پیاده‌سازی الگوی مدیریت شهری یکپارچه تضمین می‌کند که ابتکارات هوشمندسازی در نهایت به ارتقای کارایی، بسط عدالت اجتماعی و افزایش تاب‌آوری برای تمامی اقشار جامعه ختم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل در کاهش نابرابری فضایی در مناطق مرزی مکران</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4637.html</link>
      <description>منطقه مکران به‌عنوان یکی از پهنه‌های راهبردی جنوب‌شرق ایران، به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و ظرفیت‌های متنوع اقتصادی، همواره در اسناد توسعه‌ای ملی و منطقه‌ای مورد توجه بوده است. با این حال، ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل، پراکندگی خدمات و محدودیت‌های ارتباطی، زمینه تشدید نابرابری‌های فضایی و کندی فرایند توسعه یکپارچه و پایدار را در این منطقه فراهم کرده است. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر تبیین نقش توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل در بهبود عدالت فضایی، کاهش شکاف‌های منطقه‌ای و تقویت انسجام سرزمینی در مکران است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از راهبرد نظریه داده‌بنیاد انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و سپس نظری صورت گرفت. فرایند گردآوری داده‌ها تا اشباع نظری ادامه یافت و پس از انجام ۲۰ مصاحبه، شامل ۱۲ متخصص و ۸ فعال محلی، مفهوم تازه‌ای حاصل نشد .یافته‌ها نشان داد که توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل در مکران، افزون بر کارکرد ارتباطی، آثار اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای همچون ارتقای دسترسی، کاهش هزینه‌های جابه‌جایی، تسهیل جریان کالا و خدمات و افزایش جذابیت منطقه برای سرمایه‌گذاری دارد. همچنین، این تحول می‌تواند پیوندهای کارکردی میان سکونتگاه‌های شهری و روستایی را تقویت کرده، گسست فضایی را کاهش دهد و تاب‌آوری جمعیت محلی را افزایش دهد. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که توسعه هدفمند و متوازن زیرساخت‌های حمل‌ونقل، در صورت همراهی با سازوکارهای نهادی و مدیریتی مناسب، می‌تواند به‌عنوان محرکی مؤثر در کاهش نابرابری فضایی و تثبیت جایگاه مکران در شبکه توسعه ملی و فراملی عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل ظرفیت‌های گردشگری با تأکید بر توسعه پایدار (مطالعه موردی: سد قشلاق سنندج)</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4653.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی کمی و با هدفی کاربردی طراحی شده و در زمره مطالعات توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی قرار می‌گیرد. تمرکز اصلی تحقیق بر ارزیابی و تحلیل ظرفیت‌های گردشگری سد قشلاق سنندج با تأکید بر اصول توسعه پایدار و با بهره‌گیری از داده‌های میدانی و ابزارهای آماری می‌باشد. راهبرد اجرایی تحقیق مبتنی بر استفاده از پرسشنامه ساختاریافته‌ای است که بر پایه شاخص‌های نظری توسعه پایدار در حوزه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی، انرژی، اقلیمی و فرهنگی-اجتماعی تدوین گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل گردشگران، ساکنان محلی و ذی‌نفعان حوزه گردشگری در منطقه سد قشلاق بوده و برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شد که با در نظر گرفتن سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، حجم نمونه برابر با ۲۶۵ نفر به دست آمد. همچنین برای سنجش پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که در تمامی مؤلفه‌ها مقادیری بالاتر از 80/0 به دست آمد که دلالت بر انسجام و قابلیت اعتماد مناسب ابزار دارد. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های تحلیل عاملی اکتشافی به‌منظور بررسی ساختار شاخص‌ها و آزمون  tتک‌نمونه‌ای جهت سنجش معناداری آن‌ها مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی ظرفیت‌های گردشگری سد قشلاق سنندج نشان می‌دهد که این منطقه از پتانسیل‌های قابل‌توجهی برای توسعه گردشگری پایدار برخوردار است. در مجموع، یافته‌ها حاکی از آن است که سد قشلاق، با وجود برخی محدودیت‌های زیرساختی و اقلیمی، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری پایدار دارد، مشروط بر آنکه سیاست‌گذاری‌ها بر پایه اصول توسعه پایدار و مدیریت منابع باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عدالت و نابرابری فضایی در الگوی مدیریت اقتصاد سیاسی بازتوزیع در دهه اول انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://gsd.uma.ac.ir/article_4654.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی عدالت و نابرابری فضایی در چارچوب الگوی مدیریت اقتصاد سیاسی بازتوزیع در دهه نخست انقلاب اسلامی می‌پردازد. رویکرد حاکم بر پژوهش کیفی و با روش تحلیل محتوای هدایت‌شده در چارچوب اقتصاد سیاسی- فضایی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانون بودجه، اساسنامه جهاد سازندگی و اساسنامه بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق استخراج واحدهای معنایی و کدگذاری مفاهیمی مانند عدالت، بازتوزیع منابع، زمین، مسکن و ... در قالب مقوله‌های کلان دسته‌بندی شدند. با تحلیل تطبیقی و بین‌متنی اسناد، الگوی حکمرانی بازتوزیعی فضامحور به‌عنوان چارچوب تبیین‌کننده یافته‌ها استخراج شد. یافته‌های نشان می‌دهد، دولت از طریق ترکیب سازوکارهای حقوقی، مالی و نهادی، الگوی منسجمی از بازتوزیع منابع و مداخله در سازمان فضایی کشور را دنبال کرد. قانون اساسی، نظام بودجه‌ای و نهادهایی مانند جهاد سازندگی و بنیاد مسکن، بستر اجرای این سیاست‌ها را فراهم ساخته و توسعه را در قالب گسترش دسترسی مناطق و گروه‌های محروم به زمین، مسکن، زیرساخت و خدمات عمومی محقق کرده‌اند. نتایج نشان داد سیاست‌های بازتوزیعی دهه نخست بر مبانی نهادی، سیاسی و اقتصادی دولت‌محور استوار بوده و با اتکا به قانون اساسی، بودجه متمرکز و نهادهای انقلابی شکل گرفته‌اند و از طریق سازوکارهایی مانند واگذاری زمین، توسعه مسکن، گسترش زیرساخت‌ها و تخصیص هدفمند اعتبارات به‌طور مستقیم بر توزیع فضایی منابع و فرصت‌های توسعه اثر گذاشته‌اند. در مجموع، الگوی حاکم را می‌توان حکمرانی بازتوزیعی فضامحور دانست که در آن دولت نقش هم‌زمان تنظیم‌گر اقتصاد و تولیدکننده فضا را ایفا کرده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
